عشق بی نظیر

خوشبختی یعنی منو عشقم


"" أَنْ لَا یَعْــــرِفْنَ غَیْـــرَکَ ""

کاری کن همســـرت جز تو مــــردی را نشناســـد . . . .

علی علیه السلام/تحف العقول، النص، ص:87

غزاله و حامد


عشق زیباترین لذتی است که به وقت ارتکاب آن خداوند برای بشر ایستاده دست میزند
عاشق بشوید و عاشق بمانید... 

 

 

تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392سـاعت 17:47 نويسنده حامدوغزل|

تاريخ جمعه بیست و یکم شهریور 1393سـاعت 14:48 نويسنده حامدوغزل| |

افسران - طراحی من / برای عشقم ، تقدیم به عاشقانش...

عشق چه زیباست اگر مهر تو باور باشد/صبر قشنگ است اگر دست تو یاور باشد

صد جمعه گذشت و عمر من پرپر گشت/کاش این جمعه دگر جمعه ی آخر باشد

افسران - اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ

 

افسران - اللهم عجّل لولیک الفرج ...

تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393سـاعت 21:58 نويسنده حامدوغزل| |

تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393سـاعت 0:4 نويسنده حامدوغزل|

به بابام گفتم: می خوام زن بگیرم یه نگاهی بهم کرد و گفت: چقدر درآمد داری که می خوای زن بگیری؟ گفتم: سر جمع سیصد چهارصد تومنی میشه بابام زد زیر خنده و گفت: پاشو برو بچه گفتم : چرا؟ گفت: با سیصد چهارصد هزار تومن میشه زندگی کرد؟ می خوای دختر مردم رو بدبخت کنی؟

 
 

بابام تقریبا آدم معتقدی بود بهش گفتم : میشه یه سوال ازت بپرسم؟ گفت: بپرس گفتم: اگه یه پولدار بیاد بهت بگه که برا پسرت زن بگیر ، بعد بهت امضا و تضمین بده که ماهانه خرج زندگی بچه ات رو میدم ، قبول می کنی؟ بابام بلافاصله گفت: خب معلومه که قبول می کنم گفتم: بابا جون! تو حرف و امضای یه پولدار رو که نمی دونی واقعا چه جور آدمیه قبول می کنی و به پشتوانه ی اینکه قول داده زندگی پسرت رو تامین کنه برا بچه ات زن می گیری ، اما حرف خدا رو قبول نمی کنی؟

بهش برخورد و گفت: یعنی چی؟ گفتم: خدا توی قرآن " سوره ی نور آیه 32 "فرموده: برا بچه هاتون زن بگیرید ، اگه تنگدست و پول ندارن من خودم از فضلم بی نیازشون می کنم. اونوقت شما به حرف یه پولدار که نمی شناسیش و ممکنه بعدها بزنه زیر حرفش اعتماد می کنین ، اونوقت حرف خدا که هرگز دروغ نمیگه

رو قبول نمی کنی؟ یعنی حرف خدا رو کمتر از یه پولدار قبول داری؟ بابام رفت توی فکر و هیچی نگفت

منم بلند شدم و رفتم فردا صبح بابام به مامانم گفت: به فکر یه عروس برا پسرت باش خلاصه تحقیق کردیم و یه دختر مناسب و هم سطح خودمون پیدا کردیم
ازدواجمون سر گرفت و الان یه زندگی خوب و خوش رو در کنار همسرم دارم

اگه اون موقع شنیده بودم خدا روزی رو می رسونه ، الان چشیدم این حرف خدا رو
با تمام وجودم درک کردم که خدا روزی رو می رسونه یعنی چی........
 

تاريخ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393سـاعت 18:48 نويسنده حامدوغزل|

سلام خدمت دوستای عزیزم

خیلی سخته بدونی عشقت توی همون شهریه که تو داری توش نفس میکشی اما نتونی بری ببینیش.سه شنبه حامد اومده تهران برای یه کاری اما نمیتونیم همو ببینیم

فقط با اس ام اس و یاهو باهم در ارتباطیم.دیروز رفته بود شاه عبدالعظیم از تو حرم

بهم اس داد:غزلم اینجا دقیقا توی حرمم داره اذانم میگه چشمات و ببیند و فرض کن پیشمی

بهم قول بده هیچ وقت تنهام نمیذاری خودت میدونی چقدر دارم ازدوریت عذاب میکشم اگه دوستم

داری قول بده باهام میمونی.منم بهش قول دادم خودشم میدونه که همیشه برام عزیزه و خواستنیه

الان که 4 سال هست اگه 10 سال دیگم طول بکشه بازم سر قولم هستم حامدم.

اتفاقا دیروز خودمم از طرف هلال رفتم امامزاده داوود اونجا خیلی دعا کردم که

هر طور که خدا صلاحشه راه رو برامون هموار کنه.

 

تاريخ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393سـاعت 13:49 نويسنده حامدوغزل| |

خوبِ من ، هنر در فاصله هاست ... زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم . تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی . کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت . من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من .... خوب ِ من ، هنرٍِِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها . . . زندگی ست دیگر... همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ، همه سازهایش کوک نیست ، باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ، حتی با ناکوک ترین ناکوکش،

بال های سپیدی که تو به من دادی را در آغوش تو پنهان می کنم

و پابه پای دلتنگی هایم قدم به قدم عطر تو را در فضا  می جویم

من با تو در اوجم، در اوج های بی فرود

و با هم با بال هاي من با بال هاي پر هيبت تو، تا اوج هاي پر فروغ پر مي كشيم

لذت پرواز با تو خواستني تر مي شود

****************************************************

دیشب برام ایمیل کردی قربونت یشم که اینقدر دلت پاکه

دلم گرفته بود شماره زنگ زدم118 گفتم ببخشید شماره امام رضا رو میخوام.طرف خندید و گفت برو بچه نصف شبی مزاحم نشو.دلم شکست، دوباره گوشی رو برداشتم شماره118 مشهد رو گرفتم، گفتم تلفن امام رضا رو میخوام، یه شماره بهم دادن، زنگ زدم ظاهرا آقا کارداشت،منشیش جواب داد گفت سلام، شما با تلفن گویای حرم مطهر امام رضا تماس گرفته اید.

بغضم ترکید فقط گریه میکردم. هیچی نتونستم بگم هیچی، یعنی اشکام اجازه نمیداد حرف بزنم. دوست داشتم ازته دل داد بزنم. توی دلم باهاش حرف میزدم، گاهی دعوا میکردم و گاهی التماس. گاهی تهدیدش میکردم میرم به خواهرت شکایتت رو میکنم گاهی میگفتم غلط کردم کمکم کن.

گاهی برای مریضا دعا میکردم گاهی برای عاشقا. داشتم حرف میزدم صدای پرواز یه کبوتر شنیدم.به خودم گرفتم لیاقتم اندازه این کبوتر هم نبود.

وقتی خواستم قطع کنم با زبونم گفتم یا امام رضا خودت میدونی پس تو رو به جدت امام حسین کمکم کن. دستم رو بگیر

تاريخ دوشنبه هفدهم شهریور 1393سـاعت 9:1 نويسنده حامدوغزل|

حامدم ای کسی که تمام لحظات با عطر حضورت معنی گرفته

واقعا به این رسیدم که تو از منی و من از تو.به این رسیدم که من ماهی

هستم و تو اب زلال که من قلبم و تو نفس.اری مهربون میدونی برای چی

تو شدی همه زندگیم؟ برای اینکه هیچ وقت تنهام نذاشتی  وتو تمام سختیا

باهام بودی.به خودم تبریک میگم که تورو انتخاب کردم چون تو باعث رشدو

بالندگی من شدی. الان 4 ساله که یه لحظه هم تنهام نذاشتی نمیدونم

چه کار خوبی کردم که خدا تورو جلوی راهم قرار داد.الان یک ماهه که داری

روی پروژه من کار میکنی بارها وقتی تو یاهو باهات حرف زدم گفتی سرم

درد میکنه و معدم میسوزه اما به خاطر تو باید تمومش کنم.شبا تا صبح

نشستی صبح ساعت 4.15 اس دادی که غزل دیگه نمیکشم یکم استراحت

کنم و دوباره بلند شم بقیشو انجام بدم.نه خیال کنی الان به خاطر اینکه

پروژمو تموم کردی دارم این حرفا رو میزنم خودت خوب میدونی چقدر خاطرت

برام عزیزه و دوستت دارم.

 

خوشحالم و هزاران بار خداي مهربان را شاكرم كه تو را به من هديه داد

خوشحالم و به خود مي بالم كه هميشه تو را در كنارم دارم

و چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ،

و از آن شيرين تر با تو همكلام شدن !

عشق ،قلب كوچكم را از خود بي خود كرده ،

چرا كه تنها تو را در ميان ديگران باور كرده است !

كاش زودتر از اينها تو را يافته بودم گل من .

زيرا احساس ميكنم با عشق تازه متولد شده ام!

حال ...تو مرا ليلاي خويش مي بنداري ،

ومن تو را مجنون عشق مي نامم !

تو مرا براي خود مي داني ،من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم.

و چه زيباست لحظه ي رسيدن به اوج خوشبختي ،

زماني كه هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم!

خالصانه و از ته قلبم ميگويم كه براي من معناي واقعي عشق تويي حامدم
 

 

تاريخ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393سـاعت 21:43 نويسنده حامدوغزل|

[تصویر:  74800804419149398766.gif]
 

پادکست فوق العاده زیبا و شنیدنی

با عنوان (حقیقت)

از سید حسن آقامیری

Digital Mastering

 

haghighat

downدانلود کلیپ ازدواج اسان از سید حسن اقا میری


 

 
تاريخ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393سـاعت 18:36 نويسنده حامدوغزل| |

سری جدید ژست های  زیبا و  خوشگل عروس و داماد یک در یک

من وقتی عروس تو باشم...

دیگر هیچ لباسی برازنده اندام من نخواهد بود...

اغوش تو تمام قد من را در بر خواهد گرفت...

نه حریری نه براقی نه دکمه ای ...

و نه هیچ و هیچ ...

انچه هست تمام مردانگی توست...

که تن پوش و نگین زنانگی من است...

تا ابد عاشقتم عشقم

تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393سـاعت 21:48 نويسنده حامدوغزل| |

بعضی وقتا بعضی حرفا تو دل ادم خیلی سنگینی

میکنه.شاید من اشتباه کنم اما اینجا دوست دارم

از زبون دوستام جواب این سوالمو بگیرم.

 

دو نفر که تو یه راه قدم میذارن ایا احتیاجی به

محبت هم دارن یانه؟

ادامه مطلب خصوصیه لطفا رمز نخواین


ادامـه مطـلب
تاريخ پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393سـاعت 8:38 نويسنده حامدوغزل| |

7bdd7498a01c5a926e5e38fbe845bd03-425



فـــــــــکرشو کن
خواب باشی یهو بیدار شی ببینی یه کوچولــــــو این طوری بهت ذل زده

17798542775578390643091897078115n.jpg
تاريخ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393سـاعت 13:53 نويسنده حامدوغزل| |

 
بعضی ها هستند که یک جور خاص دوست داشتنی هستن

یک جور عجیب دلنشینن . دست خودشونم نیست . انگار خدا یک جور دیگه آفریده شون .

مثلا" ساعتها کنارشون میشینی و خسته نمیشی . اصلا" سیر نمی شی از شنیدن صداشون .

 

مثلا" همون ها که وقت خداحافظی یهو دلت می گیره و ته دلت می گی : کاش بیشتر می موندی !

اسمش را عشق نمیذارم . شاید یک دوست داشتن عجیب باشه که هر کس ممکنه حسش کنه .

من اسمش را عزیز دل کسی بودن میذارم .

عزیزدل من حامد جزو اون بعضیاست

 

 

**************

 

عقل می گفت: که دل منزل و ماوای من است

 

عشق خندید: که یا جای تو یا جای من است

 

عقل پرسید؟ که دشوار تر از مردن چیست؟

 

عشق فرمود: که فراق از همه دشوار تراست

 

 

 

 

تاريخ دوشنبه دهم شهریور 1393سـاعت 22:9 نويسنده حامدوغزل|

قربونت بشم امام رضا  بازم منو لایق دونستی و دعوتم کردی به پابوست

تو حرمت حال و هوای دیگه ای داشت.کبوترای حرمت، صحن سقاخونت

وقتی افتاب طلوع میکرد نقاره خونا نقاره میزدن.خیلی شلوغ بود سخت

دستا به ضریح میرسید.تو این سه روزی که اونجا بودم 2 بار دستم به ضریحت

رسید.برای همه دعا کردم و همه رو یاد کردم.الان که برگشتم هنوزم تو حال و

هوای اون سه روزم.

بدونه هر کی دلش دیوونه ی کرب و بلاست...

کربلای مستمندا حرم امام رضاست...

صحن سقاخونه ی امام رضا صفا داره...

حرم امام رضا شراب کربلا داره....

 اگه کعبه خونه ی خدا ثواب حج داره...

شهر طوس برا خودش یه ثامن الحجج داره....

اگه اغنیا طواف خونه ی خدا میرن...

فقرا و ضعفا زیارت رضا میرن....

سلطان علی موسی الرضا.......

سلطان علی موسی الرضا

تاريخ یکشنبه نهم شهریور 1393سـاعت 21:58 نويسنده حامدوغزل| |

راست می گویند!
مرد که گریه نمی کند...!
گاهی، در میان لحظه های پر از درد،
فقط،
سکوت می کند، 
می شکند 
و می میرد !

 

تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393سـاعت 13:26 نويسنده حامدوغزل| |

تاريخ چهارشنبه پنجم شهریور 1393سـاعت 22:10 نويسنده حامدوغزل| |

miss-A