"" أَنْ لَا یَعْــــرِفْنَ غَیْـــرَکَ ""

کاری کن همســـرت جز تو مــــردی را نشناســـد . . . .

علی علیه السلام/تحف العقول، النص، ص:87

 

 



تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 17:47 | نویسنده : حامدوغزل |
ادرس بدم تشریف بیارید یه چایی دور هم بزنیم؟؟

قلم کاغذ دستت باشه بگم...

سرهمون خیابونی که دخترای شهرم واسه یه شب جای خلوت منتظر یه ماشین شاسی بلندن...

ماشینی که حاجی برای دور زدن مکه خریده برای پسرش...

اون خیابونو مستقیم بیا ولی چشاتوببند...

باز که باشه چشمات...دلت سنگ میشه...

عادی میشه واست که سرمحلمون دختر9ساله داره میرقصه وپدرش دف میزنه واسه هزار تومنی که تو بهش بدی...

مستقیم بیا و7.8دختری که جلوت دستشونو به سمتت دراز کردن رو رد کن...

بیا سر کوچه یه مرد50 ساله تا کمر خم شده توی سطل زباله..دیدیش؟؟

اون کوچه رو بپیچ بیا تو...

میرسی به یه خونه ای که دختر 21 ساله داره واسه اینکه عاقبتش مثل دخترسر خیابون اولی نشه رخت اون حاجی که واسه پسرش شاسی بلند خریده بود رومیشوره...

نه این که حاجی ماشین لباسشویی نداره..نه...

داره ولی از شما چه پنهون حاجی دلش پیش این دختره گیره...

با خدا عهد کرده تا یه شب با این دختره نخوابه رختاشو اون بشوره..هه...

رسیدی مشتی...بشین پای سفره دلم که قهوه خونه دل من از قهوه تلخ فرانسه هم تلخ تره...

بزن داداشم...

بزن خواهرم..نوش جونت...

دخترا....اگه یه پسر واقعا دوستون داشته باشه بدون نیازشم دوستون داره...

مگه شیرین نیاز فرهادو تامین کرد که فرهاد عاشقش شد....؟؟؟؟

خودتو دریاب...تو این شهر ساده باشی رو دست خوردی...

دوست داشتنو خواهشا کثیف نکنید...

آقا پسر گل نیازتو با حرفای قشنگ و پوچ تو (کت)دختر نکن...که فکر کنه واقعا دوسش داری...

مرد باش نه نامرد...

چند روز پیش تو یه جا خوندم :

کشوری که فاحشه خونه نداشته باشه ، مرداش

از روی نیاز ابراز علاقه میکنن.

میخواستم ببینم نظر شما دوستای عزیزم در این مورد چیه؟



تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 19:58 | نویسنده : حامدوغزل |
 



_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤ 
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤ 
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤ 
_¤¤¤¤¤¤¤¤همسر عزیزم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ـ_____¤¤¤¤ 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤ 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤غزاله    ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ـ_¤¤¤¤¤¤ 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ خیلی ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دوســــت ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ دارمـــ ¤¤¤¤¤¤¤ 
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ 
_____________________¤¤¤¤¤¤ 
______________________¤¤¤¤ 
_______________________¤¤

امضا:حامد خپلت


تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 0:19 | نویسنده : حامدوغزل |

ازت متشکرم دیونه ی من از این که چشم به این دنیا گشودی

 

از این که پا تو زندگیم گذاشتی از این که پا به پام همیشه بودی

 

ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم دادی دستات و بگیرم

 

اجازه دادی با تو هم نشین شم تو جون دادی به این احساس پیرم

 

ازت متشکرم دیونه ی من ، ازت متشکرم دیونه ی من

 

کسی جز تو ، تو قلبم جا نداشته تو پای عشق و به قلبم کشیدی

 

تونستی با بد و خوبم بسازی تو طعم سختی رو با من چشیدی

 

تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم

 

از این ناراحتم کم با تو بودم باید زود تر تو رو پیدا می کردم

 

از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم

 

کسی هم اسم تو هر جا که باشه مثل پروانه ها بی تاب میشم

 

ازت متشکرم دیونه ی من ، ازت متشکرم دیونه ی من

 



تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 15:5 | نویسنده : حامدوغزل |
ﺳﺤﺮﻯ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻰ , ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻳﻰ ﺑﻮﺩﻡ ﮎ اﺫﻭﻧﻮ ﮔﻔﺖ

خواهرم اﻭﻣﺪﻩ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﻴﮕﻪ

غزاله؟؟

ﺍﺫﻭﻥ ﮔﻔﺘﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﺨﻮﺭﯾﺎﺍﺍﺍﺍﺍ؟؟؟

ﻣﻦ l:

آﻓﺘﺎﺑﻪ l:

ﺷﯿﻠﻨﮓ l:

ﭼﺎﻩ ﺗﻮﺍﻟﺖ 0:

ﺍﺻﻦ ﻯ ﻭﺿﻌﻴﻪ ﻫﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ..

ﺗﻮﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻡ

****************************************

،از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری
اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم
حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دلهای دیگر نیست که دلی را بشکند!
تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!
وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ، چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ، عشقت در قلبم بی انتهاست !
همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس ، تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس!
دلم بسته به دلت ، هیچ راهی ندارد حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !
دیگر تمام شد ، تو در من حک شده ای، ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!
از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ، از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ، تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ، تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم!
از نگاهت خواندم تو همانی که من میخواهم ، آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ، که آخر سر تو شدی مال من ، شدی یار و عشق بی پایان من!
از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …
نگاهم کردی و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ، و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!
چه انتخاب زیبایی بود ، از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ، و اینک پیدا کرده ام تو را ، تویی که دیگر مثل و مانندی نداری، در قلبت جز من ، جایی برای کسی نداری



تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 13:23 | نویسنده : حامدوغزل |
دخدرا می دونستید ؟؟ 

پسرا اعتراف میکنید که از نظر روحی و عاطفی زن ها قوی ترن ؟


عزیز میگه مردها هر قدر هم که بزرگ و باسواد و پول دار بشن، باز هم مثل بچه ها هستند. زود قهر میکنن، زود پشیمون می شن و زود آشتی می کنن. ممکنه جلو زن ها چیزی نگن اما تنها که شدند شروع می کنن به بغضکردن. می گه به همین خاطره که کسی گریه ی مردها رو نمیبینه. عزیز میگه زن ها هر قدر هم که کوچیک باشن اما مادرند، پناه مردها هستند. حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند

 



تاريخ : سه شنبه هفتم مرداد 1393 | 21:18 | نویسنده : حامدوغزل |
بشنو، بانوی من!
 
برای آن که لحظه هایی سرشار از خلوص و احساس و عاطفه داشته باشی، باید که چیزهایی را از کودکی با خودت آورده باشی؛ و گهگاه، کاملاً سبکسرانه و بازیگوشانه رفتار کرده باشی.
انسانی که یادهای تلخ و شیرینی را ، از کودکی ، در قلب و روح خود نگه ندارد و نداند که در برخی لحظه ها واقعاً باید کودکانه به زندگی نگاه کند ، شقی و بی ترحم خواهد شد...
 
حبیب من!
 
هرگز از کودکی خویش آن قدر فاصله مگیر که صدای فریادهای شادمانه اش را نشنوی، یا صدای گریه های مملو از گرسنگی و تشنگی اش را...
اینک دست های مهربانت را به من بسپار تا به یاد آنها بیاورم که چگونه باید زلف عروسک ها را نوازش کرد...


تاريخ : دوشنبه ششم مرداد 1393 | 0:40 | نویسنده : حامدوغزل |
سلام بر فطر!
سلام بر فطر و زمان های تطهیر شده از غیبت و دروغ و تهمت که به آب زلال سجاده و تسبیح، شست وشو شده اند!
سلام بر فطر و چشم های روشن که بر روی همه پلیدی ها بسته مانده اند و به انوار تابناک عالم قدس، گشوده شده اند.
در آغازین روز میهمانی بندگی مان خرسند بودیم که حقیرانی چون ما را به آستان باشکوه خداوندی ات پذیرا شدی و امروز از خوان رنگینت، شادمانه برمی خیزیم و خرسندیم که کوله باری از نور رمضان و عفو و پاکی قدر و شادمانی عید را بر دوشمان نهاده ای.
تو، اهل تقوا و مغفرتی و ما اهل خطا و فراموشی. هر اندازه تو بخشنده ای، ما زیاده خواه و افزون طلبیم، اما زیاده خواهی های ما کجا و اقیانوس بی کران مهربانی تو کجا؟!
تو آن بزرگی هستی که وجودهای به گل نشسته مان را با تابش خورشید تابستانیِ مهرت، در رمضان، به تکاپو واداشتی. لحظه به لحظه در سحرهای آگاهی و بیداری رمضان، چشم به راه طلوع خورشید معرفتمان ماندی، تا به چشمه جوشان قدر رساندی. با دست نوازشگرت، آب حیاتِ مطمئنه را به دیدگانمان چکاندی تا تکه های به جا مانده از روح والای انسانی را در خواهش های نفسانی، پیدا کنیم.
و امروز، عید به ثمر نشستن نهال عطوفتت، در شوره زار جان های خسته مان است.
ای میزبان عزیز ضیافت رمضان! ای مالک شب های قدر و ای صاحب عید فطر! رمضان را از من بپذیر.

عید فطر به همه دوستای گلم مبارک باشه

 

 



تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 19:3 | نویسنده : حامدوغزل |
ﻫﻰ ﺩﺧﺘﺮ...!

ﺑﻴﺎ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﺍﺯﻯ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻢ !!

ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !
ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ نگرفتند !
ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ خوب دعوا میکنند !
ﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﻧﺪ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ خراب ﮐﻨﻨﺪ !
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺍﺷﮏ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ !
ﻣﻰ ﺗﺮﺳﻨﺪ ﻣﺮﺩﻳﺸﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﻭﺩ!!!
ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻯ ??
ﺗﻪ ﺻﺪﺍﻳﺶ ،ﮔﺮﻳﻪ ﺍﻯ ﺑﻰ ﺻﺪﺍﺳﺖ که ﺑﺎ ﻳﮏ ﺍﻏﻮﺵ ﺳﺎﺩﻩ ، ﻗﻠﺐ ﻫﺮ ﻣﺮﺩﻯ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﻭﺭﺩ 
ﻧﮕﺎﻫﺶﮐﻦ ???
ﻭﻗﺘﻰ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﻰ ﺩﻟﺴﻮﺯﻯ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻧﻴﺴﺖ .!!!
ﭘﺪﺭﺕ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻴﺮ ﺍﺳﺖ !!
ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻰ ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﺟﺮ ﺯﻧﻰ ﻣﻴﮑﻨﻨﺪ
ﺑﻰ ﻣﻌﺮﻓﺘﻨﺪ ﺣﺮﻑ ﺑﺪ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ ﺑﺎﺯﻯ ﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺍﻧﻬﺎ ﺗﻘﺼﻴﺮﻯ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﮐﺴﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻧﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮔﻞ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﻳﺶ ﻧﺰﺩﻩ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﻧﺒﻮﺳﻴﺪﻩ

ﺍﻭ ﺑﺠﺎﻯ ﺑﻮﺳﻪ ﺳﻴﻠﻰ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻳﺎﺩﺵ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻮﻯ ﺑﺎﺷﺪ

ﺩﺧﺘﺮﮎ ... ﭘﺴﺮﻫﺎیی هستند نمیشکنند ﻣﮕﺮ ... ﺑﺪﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﮐﻰ ..!



تاريخ : شنبه چهارم مرداد 1393 | 3:48 | نویسنده : حامدوغزل |
یگو هنوز هستی،بگو که اینجایی
بهم بتاب از شب فانوس دریایی

به من که تاریکم بی تکیه گاه و سرد
فاصله رو بشکن بازم به من برگرد

بزار شبم با تو ستاره بشماره
یکی تو این ساحل امشبو بیداره

مثل قدیم بازم ختم کلامم باش
موجا رو وحشی کن ماه تمامم باش

بدون تو خونه شبیه زندونه
کسی نمیفهمه کسی نمیدونه

هنوز توی گوشم زنگ صدات مونده
تو ساحل قلبم رد پاهات مونده

بگو هنوز هستی بگو که اینجایی
بهم بتاب از شب فانوس دریایی

به من که تاریکم بی تکیه گاه و سرد
فاصله رو بشکن بازم به من برگرد



تاريخ : جمعه سوم مرداد 1393 | 22:22 | نویسنده : حامدوغزل |
نشستم هواتو نفس میکشم ، یه چند وقتیه حال من بهتره ،

دارم راه می افتم ببینم تهش ، منو این هوا تا کجا میبره

دارم راه ميفتم ببينم تورو تويي رو كه يه عمره راهي شدي

مگه ميشه رد شد نگاهت نكرد ببين توي آينه چه ماهي شدي

هوايي رو كه تو نفس ميكشي دارم راه ميرم بغل ميكنم

توبا من بمون تا ته اين سفر من اين ماهو ماه عسل ميكنم ..

هوايي رو كه تو نفس ميكشي دارم راه ميرم بغل ميكنم

توبا من بمون تا ته اين سفر من اين ماهو ماه عسل ميكنم ..

همه زندگيمو بگيري ازم بازم پاي عشقتو مي ايستيم

يه آدم تو دنيا نشونم بده بتونه بگه عاشقت نيستم

همه عمر من سجده كردم به تو من از حسرت غير تو خاليم

هنوزم زمانه پرستيدن برام هيچ فرقي نداره كيم



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 23:7 | نویسنده : حامدوغزل |

اون موسسه ای که ایران رو دومین کشور افسرده معرفی کرده مطمئنن برنامه ماه عسل رو ندیده بودن وگرنه لیاقت ما اولین کشور بود 

 
*********************************
ﺗﻮﯼ ﯾﻪ پیج شبکه اجتماعی ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ :
"ﺭﻭﺯﻩ ﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭼﯽ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ؟!"

 

ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﯼ ﻋﺰﯾﺰﻣـــﻮﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﯾﺮ ﺑﻮﺩ :

 

 

 

ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ

 

ﺑﺎ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ

 

... ﺑﺎ ﺍﻓﻄﺎﺭ ...

 

ﺑﺎ ﺁﭼﺎﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ

 

ﺑﺎ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ

 

ﺑﺎ ﮐﻠﯿﺪ

 

ﺑﺎ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﮔﻠﺮﻧﮓ

 

ﺑﺎ ﺍﻧﺒﺮﺩﺳﺖ

 

ﺑﺎ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ماشعیر ﺗﮕﺮﯼ

 

ﺑﺎ ﺳﯿﮕﺎﺭ

 

مدرسان شریف

 

ﺍﺻﻼ ﻧﻤﻴﺒﻨﺪﻳﻤﺶ ﻛﻪ ﺑﺨﻮﺍﻳﻢ ﺑﺎﺯﺵ ﻛﻨﻴﻢ !

 

ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯿﺸﻪ، ﺳِﻔﺖ ﺑﺴﺘﻤﺶ

 

ﺑﺎ ﻣﺮﻍ ، ﺩﻝ ﻫﻤﺘﻮﻧﻢ ﺑﺴﻮﺯﻩ

 

ﯾﻪ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ؟

 

ﺑﺎ ﺩﻋﺎﯼ ﺭﺑﻨﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ

 

ﺑﺎ ﺑﯿﺴﮑﻮﯾﺖ ﻣﺎﺩﺭ
با فیتیله
با کفش تن تاک خیلی راحت باز میشه 

 

 

 

***********************************

پیر منم ...جوان منم...تیر منم...کمان منم

 

من نه منم نه من منم...منمو ننم ننمو منم...من چه منم چمن منم...

چه من منم چمن ننم  ...چمن منم منم ننم...

.

.

.

.

.

.

.

.

 

هیچی نگید مولانا روزه بهش فشار آورده



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 17:26 | نویسنده : حامدوغزل |

ﺩﻟﻢ ………….. ﺑﭽـــــــﮕﯿﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ!

 

ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺷﻨــﯽ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮﯾﯽ!

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻼﻝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﮐـــﻞ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺷﻪ !

۱۰۰ ﺑﺎﺭ ﯾﻪ ﺳﺮﺳﺮﻩ ﯼ ۱ ﻣﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﻡ

ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ ! ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ ۱۰ ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺑﺨﻮﺭﻡ !

ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻭ ﻟﻮﺍﺷﮑﻮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻡ ! ﺳﺮﭼﯿﺰﺍﯼﻣﺴﺨﺮﻩ ﺍﻧﻘﺪ ﺑــــﺨﻨﺪﻡ ﺑﯿﺎﻓﺘﻢ ﮐﻒ ﺍﺗﺎﻕ !

ﺁﺩﺍﻣﺲ ﺑﭽﺴﺒﻮﻧﻢ ﺯﯾﺮ ﻣﯿﺰ ﮐﻼﺳﺎ !

ﻋﯿﺪﯾﺎﻣﻮ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻗﻠﮏ

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺎﺯﻡ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻨﻢ …

ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﮑﺸﻢ !

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣــﺎﺩﺭﻡ ﺍﺷﮑﻤﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻪ ﻧﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺗﻨﻢ!

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺷﺒﺎ ﺗﻮﺧﻮﺍﺏ ﻏﻠﺖ ﺑﺰﻧﻢ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ !

۱۰۰۰ ﺗﻮﻣﻦ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﺧــــﻮﺵ ﺑﺎﺷﻪ !

ﺍﺯ ﺷﺎﺧﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻡ

ﻏﺮﻭﺑﺎﯼ بعضی روزا فقط منتظر “آنشرلی”باشم !

ﻭﻟﻢ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺻﺐ ﺗﻮ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﻤﻮﻧﻢ !

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻪ نماز ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ ﺟﻠﻮﺵ ﺍﻧــــــﻘﺪ ﺍﺩﺍ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﻡ ﺗﺎ ﺑﺨﻨﺪﻩ

ﻧﻤﺎﺯﺷﻮ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻓـــــﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ … .

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻢ



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 16:6 | نویسنده : حامدوغزل |


تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 16:2 | نویسنده : حامدوغزل |

ببارباران...ببارویاریم کن...بباروببوشان اشک هایم....

نمیدانم توبیشتردلتنگی یامن؟؟؟

توهمراه دلتنگی هایت فریادمیزنی امامن محکوم به سکوتم....یک سکوت ابدی.بی صدا.بی نگاه...

ان قدراحساس وصبرم سردوگرم شده اندکه بیچاره دلم هم درحال انفجاراست...

طفلک به تنگ اومده
 


تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 15:5 | نویسنده : حامدوغزل |

هر از گــــــــــــــاهی،
با خواهرت ،
شوخی کن،
دستش بنداز،
بغلش کن،
برو پشت در قایم شو و بترسونش.
.
داداشتو ،
محکم بزن به سَر شونش،
هواشو داشته باش.
.
مامانتو ،
قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه،
.
کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده،
کیف کنه از داشتنت.
.
باباتو ،
بغل کن،
چاییشو تو بده دستش،
بگو برات از تجربه هاش بگه،
بشین پای حرفش،
درد دلش !!!
.
دوستت،
اگه تنهاست،
اگه غم داره تو دلش،
اگه میبینی زل زده به مانیتورش و هر از گاهی میخنده،
از اون تلخاش،
تو هواشو داشته باش،
تو تنهاش نذار...
.
باور کن،
روزی هــــــــــــــزار بار میمیره،
کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...
هوایِ همو داشته باشیم،
شاید بهـــــــــــتر بشه

.
شاید یه روز دیگه وقت نباشه '
اون شخص نباشه '
دیدنش آرزوت بشه!
.
وقت کمه !
.
زندگی کوتاست.....
باور کن خوب بودن سخت نیس...
شادی حق توست...

 

.

 



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 13:57 | نویسنده : حامدوغزل |
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.